شهاب ثاقب

وبلاگ شخصی شهاب دبیری نژاد

کوتاه درباره مدید و مداد


پایان زندگی با «الف» و «ی» بین  دو «دال» 


اگر بخواهم غیر از درس خواندن، دو اتفاق شاخص را در چهار سال دوره کارشناسی ام نام ببرم یکی «مدید» است و دیگری«مداد».

«مدید» مجمع دانشجویان یزدی دانشگاه بود که سالهای خوبی را با آن گذراندم. اغلب خاطرات دانشگاهم با «مدید»  و فعالیت های پیرامون آن مثل نمایشگاه های سوغات کویر، هیئت عزاداری و ... است. من «مدید» را «عشق در سالهای صنعتی» می نامم.

«مداد» هم نام نشریه ای دانشجویی بود که 2سال و نیم مدیرمسئول آن بودم و تا ترم آخر حضورم مسئولیتش با من بود و حالا مدیرمسئول و کادر آن تغییر کرده است. «مداد» هم شاید لقب «فکر در سالهای صنعتی » را برایم داشته باشد.

کلا سالهای خوبی در صنعتی اصفهان گذشت...


پ ن: القاب داده شده به مدید و مداد را به تقلید از عنوان یکی از رمانهای مارکز با نام «عشق در سالهای وبا» انتخاب کردم. البته صنعتی و وبا ربطی به هم ندارند؛ به دنبال ارتباط این دو نگردید. J

 

 

تاریخ ارسال: دوشنبه 24 شهریور‌ماه سال 1393 ساعت 12:20 ق.ظ | نویسنده: شهاب | چاپ مطلب
نظرات (1)
دوشنبه 7 مهر‌ماه سال 1393 08:29 ب.ظ
سید محمد حسینی
امتیاز: 1 0
لینک نظر
مدید و مداد هر دو به زحمات شما مدیون است خصوصا مداد...
امیدوارم که به اهداف زندگی ات کمک کرده باشد این دو...
پاسخ:
سید جان لطف داری
هر دو به من و همه افرادی که برایشان زحمت کشیدند کمک کردند و رشدمان دادند.
و هر دو برایم در هرجا که باشم و با هرکه سخن گویم مایه افتخار است.
در ضمن مداد به زحمات سردبیران پرکاری چون تو هم بسیار مدیون است.
موفق باشی
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد