شهاب ثاقب

وبلاگ شخصی شهاب دبیری نژاد

نقدی بر شیوه عزاداری

توضیح: این متن در سومین شماره نشریه سرمشق(منتشر شده در دانشگاه صنعتی اصفهان) به چاپ رسید. چند روز پس از انتشار این نشریه، چند دانشجوی دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی اصفهان به محتویات این متن واکنش نشان دادند و با انتشار متنی که خود آن را نقد نامیدند، اظهار نظر تند و نقدهای به زعم بنده ناجوانمردانه ای علیه شخص بنده و مسئولین نشریه سرمشق انجام دادند. یک روز بعد مسئولین نشریه به نقد این دوستان پاسخ داده و با ارائه استدلال ها و قرائن مشخص از محتوای این متن و اعتقادات شخص بنده دفاع کردند.البته باید بر این نکته تأکید کنم که آماده پذیرش نقد و ایجاد فضای گفتگو در فضای دانشگاه هستم اما چه خوب است انصاف، اخلاق و منطق را در نقدهایمان فراموش نکنیم. ضمنا این یادداشت در آذر91 نوشته شد و تأخیر در چاپ نشریه باعث انتشار متن در اردیبهشت92 شد.


نیم نگاهی در رفتار عزاداران برهنه

شهاب دبیری­نژاد

قصدم از نگارش این یادداشت کوتاه، نقدی است ظریف، منصفانه و البته جسورانه بر یک مسئله حساس در روزگار ما.

مسئله ای که با توجه به مکان رخ دادن آن، یعنی کشور ایران که داعیه رهبری شیعیان و حتی مسلمانان جهان را دارد و با توجه به زمان آن یعنی هنگامه ای که گسترش رسانه­ها بر هیچ­کس پوشیده نیست بسیار مهم می­باشد. و البته شاید مهمترین مؤلفه زمانی امروز، شرایط سیاسی جهان و تنش های فراوان بین ایران و غرب و وجود قرائت طالبانی از اسلام توسط بخش اندکی از مسلمانان جهان است. بنابراین لزوم معرفی دین روشنگر اسلام بسیار بیش از گذشته ضروری می نماید.

در این روزگار و با توجه به حساسیت هایی که به صورت خلاصه آن را برایتان شرح دادم و با توجه به حکمرانی یک حکومت دینی در کشور، عزاداری امام سوم شیعیان در ماه محرم از اهمیت خاصی برخوردار است. مخصوصاً اگر این عزاداری در محیط دانشگاه و در میان قشر نخبه و تحصیلکرده و نخبه کشور انجام شود. می­دانیم خرافه و علم و دانش در نقطه مقابل هم قرار دارند و از طرفی می­دانیم اسلام اصیل و ناب نیز با افراط و تفریط میانه­ی خوبی ندارد. پس طبیعی است به این نتیجه برسیم حتماً درمحیط دانشگاه که عده­ای عالم و جوینده­ی دانش در آن حضور دارند و البته مدعی پیروی از اسلام ناب هستند، افراط و تفریط و خرافه­گرایی نباید محلی از اعراب داشته باشد. با این ذهنیت، محرم 1391 آغاز می­شود. جدا از میان­ترم­هایی که انگار برای آغاز محرم لحظه شماری کرده­اند تا هریک مانعی برای رفتن به مراسم عزاداری شوند فرض کنیم زمانی برای حضور در مجالس عزاداری پیدا شود، صحبتهای مداح امیدوار کننده است، او می­گوید همراه هر روضه­ای باید درسی باشد. تا اینجای کار همه چیز خوب است، حداقل می­توان بزرگی را به این مجلس دعوت کرد، می­توان فرزند کوچک خانواده را که به واسطه­ی دین پدر و مادرش مسلمان شده به این مجلس آورد. همه منتظرند تا ببینند درس­های این روضه و عزاداری چیست. در ذهن خود می اندیشیدم حتما گردانندگان این مجلس شور را با شعور می­خواهند. فکر می­کردم شور بی شعور و روضه­ی بی درس و پند، جایی در این مجلس ندارد. فکر می­کردم برهنگی در جمع، مختص جوامع و فرهنگ غربی است. فکر می­کردم داد و بیداد و حرکات موزون و خودزنی نه تنها شعورمان را بالا نمی­برد بلکه عشق و ارادتمان به اهل بیت را نیز زیر سؤال می­برد. همه این تصورات و افکار و عقاید است که در میانه­های کار مرا به ترک مجلس تشویق می­کند. مسجد یک مکان برای حضور همه­ی اقشار دانشگاهی است، پایگاهی می­شود که امثال من، دیگر احساس بیگانگی با مجالسش می­کنیم و حالا توجیه نادرست برخی دوستانم برای حضور نیافتن در مسجد برایم کمی باورپذیرتر می­شود.

برای تشریح بهتر علت تداوم و گسترش این سبک عزاداری­ها در کشور به ذکر مثالی می­پردازم. می­دانیم قمه زدن بدعتی است که وارد سنت عزاداری شده است. این عمل چند سالی است که توسط علما و رهبری در کشور ممنوع شده است اما جالب است بدانید در کشور عراق این عمل نه تنها ممنوع نشده بلکه گسترش پیدا کرده است و مرجعیت اکثر شیعیان عراق، آیت الله سیستانی هم هم حکمی مبنی بر ممنوعیت آن نداده­اند. دلیل این تناقض در اعلام یک حکم فقهی چیست؟ از دیدگاه نگارنده، علما با توجه به آمادگی و سطح درک مردم است که می­توانند آنها را به انجام کاری تشویق و یا از انجام کاری منع کنند. وقتی اکثریت مردم عراق مایل به قمه زدن در عزاداری هستند کاری از یک عالم یا مرجع تقلید برنمی­آید.

نمونه­ی دیگر، حمل جسم سنگینی که به «علامت» مشهور شده در پیشاپیش هیئت­های عزاداری است. یادم می­آید چند سال پیش به هیئت­های عزاداری اعلام شد حمل و استفاده از این وسیله ممنوع است. اما چون احساس قهرمان بودن و زور بازو داشتن در وجود عده­ای همچنان موج می­زند و مرم عادی هم نظاره کردن این اتفاق را جزءِ سرگرمی­های بی­شمار خود در اجتماعات مردمی روزهای عزاداری می­پندارند، با وجود اعلام ممنوعیت، همچنان بسیاری از هیئت­ها از این وسیله استفاده می­کنند.

مَخلص کلامم این است که هیچ­کس بجز مردم نمی­توانند به اصلاح آداب و رسوم غلط و بدعت­ها بوجود آمده در عزاداری­ها بپردازند و به یاد این ضرب المثل معروف می­افتم که «هرچه بگندد نمکش می­زنند، وای به روزی که بگندد نمک!» وقتی دانشجویان که نخبگان جامعه محسوب می­شوند در جمع خودشان چنین عزاداری می­کنند و یا اینکه اگر این شیوه را نمی­پسندند برای اصلاح آن کاری انجام نمی­دهند، چه انتظاری می­توان از مردم عادی داشت.


تاریخ ارسال: چهارشنبه 25 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 10:41 ب.ظ | نویسنده: شهاب | چاپ مطلب
نظرات (1)
پنج‌شنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1393 11:31 ب.ظ
حامد عسکری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام شهاب جان
خوشم میاد تو هم نظری مشابه نظر من نسبت با عزاداری های جدید داری. اما متاسفانه در حال پیشرفت هم میباشد.
پاسخ:
سلام حامد جان
خیلی مشخصه که این نوع عزاداری غلطه، خیلی از بزرگان هم تذکر دادن ولی خیلی کسی توجهی نکرد.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد