X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

شهاب ثاقب

وبلاگ شخصی شهاب دبیری نژاد

سرمقاله شماره جدید نشریه مداد

توضیح: این متن به عنوان سرمقاله در ششمین شماره نشریه مداد(منتشر شده در اردیبهشت 92) به چاپ رسید.

نویسنده: شهاب دبیری نژاد

راه نوین «مداد» ادامه خواهد یافت...

تقابل صوری تحجر و تجدد در ایران حکایت کهنی دارد. لفظ «صوری» به این معنا نیست که لزوماً پشت پرده ی این جریان ها یکی است یا توافقی برای این تقابل ظاهری بین­شان حاصل شده است؛ در واقع بر خلاف آنچه در ظاهر به نظر می­رسد خاستگاه هر دو یکی است و تنها یک تفاوت دارند؛ محیط رشدشان متفاوت است. هر دو جریان معیار قضاوت شان چیزی جز انباشته های ذهنی خودشان و هم کیشان­شان نیست و تلاشی برای تازه کردن افکارشان و پیوند آنها با عقل، منطق و آموزه های الهی وجود ندارد. گاهی نیز افکار و اعتقادات­شان فروخته شده است؛ آن­ها تنها در ازای تامین منافع دنیایی می­نویسند، حرف می­زنند و خبر تولید می­کنند.

اغلب، جهت گیری، جانبداری یا مخالفت این دو جریان با دنیای پیرامونشان در نقطه­ی مقابل یکدیگر است. تنها هنگامی که جریان حق به میدان وارد شود، به تدریج ائتلاف نانوشته ای برای حذف حق و حقیقت بین­شان حاصل می­شود. البته حق هیچ­گاه نمی­تواند در دنیای کنونی مطلق باشد؛ بلکه باید نزدیک­ترین افراد و جریان­ها را به منطق، مبارزه و آموزه های الهی به عنوان حق در نظر گرفت.

راهی که نشریه­ی مداد برای خود برگزیده است مبارزه با تحجر، تجدد و تندروی­های سیاسی و اجتماعی در جامعه و مخصوصاً دانشگاه و گشودن فضای عقلانی و منطقی برای بحث و گفتگو پیرامون مسائل اولویت دار جامعه است. به نظر می رسد بتوان این رویکرد را، راه نوینی در فضای دانشگاه قلمداد کرد؛ هرچند سختی جمع آوری مطالب در یک یا دو موضوع خاص، تلخی پاسخ به دانشجویانی که می­پرسند "کدام طرفی هستید؟!" وصف شدنی نبوده و نیست اما امید به گشودن راه جدیدی برای قضاوت های عقلانی و منطقی و به دور از واکنش­ها و هیجانات رایج دانشجویی، سختی مسیر را بر ما آسان نموده است. عدم برخورداری از حمایت و پشتوانه­ی جریان یا گروهی خاص در عرصه­ی سیاسی و در بعد مالی، هم برای­مان قابل افتخار است و هم باعث داشتن رویکردی ایجابی و صاحب رویش به جای نفی و سلب یکسره­ی اندیشه های موجود شده است.

عمیقاً معتقدیم این راه تمرینی برای درست اندیشیدن و منصفانه قضاوت کردن در آینده­ی­مان بوده و طبیعتاً خالی از عیب و ایراد نبوده است. عاشقانه صفحات نشریه را بسته ایم و عاقلانه سخن گفتن را از اساتیدی که با آنها مصاحبه کرده ایم، آموختیم. تلاش­مان برای مصاحبه با بزرگانی بوده است که آنچه بدست آورده اند حاصل تلاش، نبوغ و تواضع خودشان بوده است و نه اینکه شهرت­شان مورد استفاده­ی نشریه قرار گرفته باشد.

نگاه­مان به «مداد» به عنوان یک منظومه­ی فکری می باشد؛ در هر شماره اطلاعات و تحلیل های گوناگون و در حدامکان، عمیق و پرمغزی به مخاطبان عرضه می کنیم. همیشه سعی کرده ایم اسیر ذائقه ی مخاطب نشویم و از جمع آوری و چاپ مطالبی که مرتبط با مشکلات زودگذر و یا نقدهای سطحی و غیرمنطقی بوده، دوری کنیم. همه ی این موارد برای این بوده است که بیش از هرچیز معتقدیم تنها راه سعادت و پیشرفت همه ی جانبه ی کشور، بیدار شدن دانشجویان از خواب هایی است که متحجران و متجددان، دائم آن را به نفع خود تعبیر می کنند. این بیداری مستلزم کنار رفتن پیله های غفلت از دل و جان همه ی ما دانشجویان است. غفلتی که در دنیای مدرن آن را «سرگرمی» می نامند و با زرق و برق فراوان برایش تبلیغ می کنند. افسوس که عده ای از ما همچنان برای مقابله با آن، هنر دنیای مدرن را یا نپذیرفته ایم و یا اینکه برای گسترش تفکرات مان مناسب نمی بینیم و هنوز به هیچ جایگزین مناسبی هم نرسیده ایم. هنگامی که رویکرد سلبی بر رویکرد ایجابی غلبه کند، نتیجه­اش چیزی جز تلفات سنگین فرهنگی و سیاسی نخواهد بود.

در این شماره ی نشریه، پرونده ای پیرامون مقوله ی روشنفکری در ایران که حاصل تلاش فراوان چندین ماهه ی نویسندگان و اعضای کادر نشریه بوده است به مخاطبین نشریه عرضه شده و پس از آن پرونده ای در رابطه با تحریم های ضد ایرانی و مذاکره یا عدم مذاکره با آمریکا کار شده است که امیدواریم در وسع و توانایی دانشجویی خودمان، توانسته باشیم به این مسئله ی مهم که همه ی جامعه را به خود درگیر کرده است، بپردازیم. همچنین بخش کلک ادب به دلیل مشکلی که قانون نشریات برای­مان ایجاد کرد، این بار در قالب یکی از بخش های نشریه، به چاپ رسیده است. بخش کلک با ارائه ی مقالات تحلیلی در کنار شعر، داستان و موارد دیگر، رنگ و بوی وزین تری به خود گرفته است.

حاصل تمام تلاش ها و قریحه و ذوق نداشته­ی­مان(!) در معرض قضاوت شما. ما را از نقدهای خود بی نصیب مگذارید...

همچنین در پایان لازم می دانم از مدیران مسئول نشریات دانشگاه به سبب اعتمادی که به اینجانب داشته و مرا به عنوان نماینده­ی خود در کمیته­ی نظارت بر نشریات دانشگاه در طی یک سال آینده برگزیده­اند، سپاسگزاری کنم؛ امیدوارم با یاری تمامی فعالین نشریات دانشگاه، مشکلات موجود در بخش های مختلف این حوزه، حل و فصل شود.
تاریخ ارسال: چهارشنبه 25 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 10:22 ب.ظ | نویسنده: شهاب | چاپ مطلب
نظرات (1)
سه‌شنبه 14 مهر‌ماه سال 1394 08:57 ب.ظ
faeze khorasani
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام...ازمتن وقلمتون لذت بردم.
امکانش هست راه ارتباطی با سردبیرنشریع داشته باشم؟
دانشجوی علوم پزشکی شیرازهستم..
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد